محمد مهدى ملايرى
39
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
دشوار مىشود موردى است كه كلمهاى از زبان پارسى در زمانهاى خيلى دور به زبان عربى راه يافته ، باشد آن هم نه از طريق خط و كتابت و به وسيلهء مردمى آگاه بلكه از راه گوش و زبان و به وسيلهء مردمى عامى كه شايد به استعمال صحيح آن هم آشنا نبودهاند . و بدينطريق آن كلمه به صورت صحيح يا غلط در ميان عربىزبانان يا گروهى از آنان متداول شده و در اثر طول زمان در شكل و هيئت آن چنان تغييرى روى داده كه نه تنها اصل آن بلكه معنى دقيق آن هم بر علماى لغت عربى كه بعدها به تدوين اين لغت پرداختهاند پوشيده مانده ، تا جايى كه يا اصلا ذكرى از آن نكردهاند و يا اگر نامى از آن بردهاند به قدرى مجمل و مختصر است كه از آن رفع ابهام نمىكند ، و همين امر هم باعث شده كه در دورههاى بعد و به خصوص در روزگار ما كه برخى از نويسندگان و لغتپردازان به دور از حزم و احتياط ، در ساختن اصل و ريشه براى اينگونه كلمات تا حدى دلير و بىپروا هستند ، در اينباره هم نظرهاى ناسنجيدهاى ابراز دارند و بر ابهام آن بسى بيفزايند . در چنين موردى كه تنها از راه تحقيقات لغوى نمىتوان به نتيجهء مطمئنى رسيد ناچار بايد به راههاى موثق ديگرى روى آورد و از آن جمله بررسى در سير تمدن و فرهنگ ايران و عرب در دورههاى مختلف تاريخى و عواملى است كه باعث مبادلات فرهنگى و لغوى بين دو زبان فارسى و عربى در صورت گوناگون آن شده ، چون اين مسلم است كه هركلمهاى همراه با مفهوم و مصداق خود از زبانى به زبان ديگر راه مىيابد ، آن هم از راه روابط اجتماعى يا مبادلات بازرگانى و خدماتى و مانند اينها . و كلمات فارسى هم كه در عربى به كار رفتهاند از اين قاعدهء كلى مستثنى نبودهاند ، و آنها هم در روزگارى كه آن روابط به همان صورت برقرار و راههاى انتقال اين كلمات هم آشكار و تحريف در آنها هم اندك بوده به آسانى شناخته مىشدهاند . دشوارى اين كار در دورههايى است كه آن روزگار قديم سپرى شده و روابط به صورت ديگرى درآمده و راههاى انتقال اين كلمات در پيچ و خمهاى تاريخ ناپديد گشته و خود